سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
162
قواعد السلاطين ( فارسى )
متأمّل باشى و تارك شتابكارى بوده ، در خدمتت بزرگان پاكيزه اخلاق تحصيل نموده تا در وقت استيلاى غضب ، به معرض شفاعت نزدت درآيند تا كه امور مملكت انتظام يافته ، قرار گيرد . پس امير ، جمعى كه اهليّت منادمت داشته طلب نموده به شرف قرب معزّز گردانيد ، و فرمود كه : هرگاه سياستم به كسى تعلّق گيرد ، بايد كه آن حكم را سه روز موقف توقّف افكنيد و سه مرتبه به عرض من رسانيد ، و به هركه حكم به عقوبت نمايم ، از صد چوب زياده مزنيد ؛ و به ندما تقرير نمود كه گناهكارانى كه استحقاق عقوبت داشته باشند ، به وجه احسن به معرض شفاعت درآييد . چون امور حكومت به اين وضع تمهيد پذيرفت ، به اندك زمانى دبدبهء عدالت و طنطنهء ايالتش در اطراف جهان انتشار يافت . نظم تو شاهى ، چو شاهين مشو تيز پَر * به آهستگى كوش چون كبكِ نر عنان كش ، دوان اسبِ انديشه را * كه در ره خطرهاست اين بيشه را به كارى كه غم را دهى بستگى * شتابندگى كن ، نه آهستگى پس ، بايد كه ملوك در همهء امور تأمّل نمايند ، و منهج فكر و رويّه را پيشنهاد ضمير سازند ، و آنچه مصاحبان تقرير نمايند ، به عمق آن غوّاصى نموده ، خاطر خود را از آن ممرّ جمع گردانند ، و آنچه اضداد تقرير كنند ، به صدد تفحّص درآيند ، و نيّات خود را با بارى - عزّ مجده - مصفّا سازند ، و عقايد صحيحه در هرحالتى به وقوع آورند ، و توكّل به آستانهء كبريا نمايند ، و به ملك و [ 142 ] سلطنت اعجاب نكند « 1 » ، كه جناب الهى غيور باشد . بيت اميدوارى كاندر مدارج احوال * حفيظ ذات تو باشد مسبّب الأسباب
--> ( 1 ) . كذا . احتمالا : نكنند .